









جنسیت :
|
| نوع عطر : ادوپرفیوم |
| طبیعت عطر : ملایم |
| طعم عطر : شیرین و کمی تند |
| رایحه : ملایم و شیرین و کمی تند |
| گروه بویایی : چوبی معطر |
| آکورد اول : چوبی |
| شروع آرپژ آکورد اول : باریجه |
| وضعیت کالا: موجود |
| عطربن شما: 0 |
| عطر بن قابل مصرف: 0 |
|
حجمهای موجود
100 30 18 2 |
| درب | فلز |
| بدنه | شیشه |
| اطلاعات تکمیلی | چاپ |
| افشانه | فلز |
| پمپ | پلاستیک |
| طوق | فلز |
| سلفون | ندارد |
تفاوت بستهبندی عطرهای عطرسرا با بقیه تولیدات ایرانی
ما توی عطرسرا از اول اعتقاد داشتیم عطر فقط رایحه نیست، بستهبندیش هم باید حس کیفیت بده. برای همین روی جزییاتی مثل درب، شیشه، پمپ و افشانه حساس بودیم؛ چیزایی که شاید اول دیده نشن، ولی وقتی عطر رو دست میگیری کامل حس میشن.
درب و طوق عطرها فلزیه، نه پلاستیکی، که هم ظاهر شیکتری میده هم حس بهتری موقع استفاده منتقل میکنه. روی شیشه هم چاپ اختصاصی مشکی و طلاکوب کار شده؛ ساده، تمیز و دقیق، متفاوت با خیلی از تولیدات داخلی.
افشانه و پمپ هم که بخش خیلی مهم بعد از اسانس به حساب میان از قطعات معمول بازار نیستن و از تامینکنندههای اروپایی تهیه میشن، برای همین پخش عطر، نرمی اسپری و کیفیتشون توی استفاده روزمره به طور کامل مشخصه.
در نهایت سعی شده این جزییات، کنار اسانس باکیفیت و حلال عطرسازی اختصاصی (عطران)، تجربه استفاده از تولیدات عطرسرایی رو متفاوت و دلنشین کنه.
درود و عرض ادب قبل از هرچیز بگم فصل بر تن کردن این عطر، این موقع از ساله. پارسال این موقع از سال که خبری از جنگ نبود، با یار از شهر زدیم بیرون تا از طبیعتی که به غایت زیبا و درخشنده بود استفاده کنیم. حدود ۳۰ کیلومتری که از شهر خارج شدیم به باغات بادام و گیلاس رسیدیم که غرق در شکوفه های سفید و صورتی بودند. بخاطر بارش های خوب باران، زمین غرق در چمن و علف های بلند و گلهای ریز رنگارنگ بود و مضاف بر این تپه ها را به صورت دیم شخم زده بودند و بذر گندم پاشیده بودند و تن کوه و صحرا پوشیده از برگ گندم سبز و با طراوت بود. گیاهانی با گلهای زردرنگ در میان این گندمزار روییده بودند تو گویی نگینی بر روی انگشتر. دسته ای از این گلها را چیدیم و بوییدیم. چه منظره ای بهتر از این برای عکاسی. قدری در میان شکوفه های گیلاس و بادام گشتیم و عکس گرفتیم که ناگهان متوجه شدیم آفتاب از کمرکش تپه ها درحال غروب کردن هست و پرتو نور خورشید در میان گندمزار انگار در حال دادن یک کد مورس به ما هست. قدری دقت کردم آفتاب داشت میگفت الان زمان ثبت تصویره. به یار گفتم با دسته ای از این گلهای خودرو، پای یک درخت گیلاس مملو از شکوفه بر روی چمن ها و گلهای رنگارنگ بشینه تا به دعوت خورشید برای ثبت خاطره لبیک بگیم. نسیم با خنکای خود هم از میان موهای یار عبور میکرد و چنگ نوازی میکرد. بوی شکوفه ها و گلهای بهاری هوا رو دلچسب تر کرده بود. تصویر ثبت شد. بدون نیاز به هیچ افکت و ادیتی. تلالو نور خورشید چون دوایری کوچک و بزرگ بر روی لنز افتادند و در تصویر نهایی بر تن گندمزار و شکوفه ها جا خوش کردند. خورشید دستی تکان داد و غروب کرد. امروز با تست ال وی لاورز حدس میزنم عطار در چنین فضایی دست به خلق چنین اثر هنری ای زده. با آرزوی سلامتی برای همه دوستان.
کاربسیار باکیفیتی هست من شباهت زیادی بین این کار وسانتال۳۳ دیدم برداشت ها توی دنیای روایح متفاوته واین برداشت شخصی من بود نه اینکه فکرکنید دقیقا سانتال باشه اما رگه های از سانتال درش هست تست ۵عدد سمپل روز اول جنگ بسیار دلپذیربود روحیمون بیشترساخت مثل گلدن دله و بارووا گنیمد..امیدوارم تمام هموطنانم درصحت وسلامت باشند. به امیدروزهای بهتر و روشنتر